Sepas Award

The Official Website of the Sepas Group

Home

 

Saviz Shafaei (August 1950 - September 2000)

By Sa. Shafaei, Saviz Borther

Saviz was born on August 30, 1950- at the height of the nationalist movement in Iran, the time of Mohammad Mossadeq and the nationalization of Iran’s oil- the time of national hope. He was born into a political family.

Although he was only three years old when the coup d’état overthrew the government of Mossadeq and brought the Shah’s dictatorial regime to full power, he was raised in a milieu of politics and literature. Politics were inescapable at that time. Family members, and friends of the family alike were involved in the left and nationalist movements of the late 1940’s and early 1950’s, like so many others at the time.

Many were also writers, musicians and poets. Saviz grew up learning poetry and literature not just through books, but as poems heard from numerous “uncles” and “aunts”, as it was customary to call close family friends. Saviz grew up knowing many of these writers and poets as close family friends and contemporaries of his parents, long before getting to know them as artists. He learned their work with the senses of a child, before knowing their art as poets, writers and musicians.

This mix of politics, social activism and art shaped not only his universe but his life throughout.

After finishing elementary and secondary school in Tehran, he enrolled in Shiraz University (formerly Pahlavi) to study National Development and Sociology.  In 1972 he delivered a speech to present the results of a questionnaire and research he had done to study attitudes towards sexual orientation in Iran. The first open discussion of this material, the speech to everyone’s surprise, attracted several hundred of his peers.

The speech was socially important as it marked the first serious discussion in Iran of same sex relationships, but it was also formative for Saviz. It was the first time he was able to connect his personal feelings to a larger social context. It was the first act towards his eventual “coming out” as gay several years later.

After graduating from Shiraz University, he moved to the United States in 1976 to continue his education. He enrolled in Syracuse University in the Masters Program in Sociology. In Syracuse he naturally got involved in Iranian student groups (which were mostly groups in opposition to the U.S. backed Shah) as well as exploring gay and lesbian issues to expand his own understanding.

The gathering movement against the Shah in 1977 which led to the Iranian revolution in 1979, naturally politicized the Iranian students and community at the time. Saviz, who always gravitated towards political and social issues, was involved in the anti-Shah movement here in the U.S. Although he was opposed to Iran’s U.S. backed monarchy, he was not in favor of an Islamic regime. He was involved in organizing for civil, intellectual and political rights both before and after the 1979 revolution, and spoke out against oppression and repression which took hold after the consolidation of power by the Islamic regime.

But Saviz always remained a staunch opponent of U.S. intervention and policies. This opened other paths for Saviz as he came in contact with activists around the issues of  Latin American- activists in solidarity with the Nicaraguan revolution, the movement in El Salvador and those fighting against the U.S. backed military junta in Chile (See his poem “Contaminated Landscapes,” dedicated to Ed Griffin whom he credits with teaching him about Latin America).  He became an active member of the Syracuse Peace Council and remained so until his move to Orlando, Florida in 1983.

In Orlando, Saviz quickly found his place among the different movements. He became a founding member of the Florida Nuclear Freeze group and a member of the Florida Coalition for Peace and Justice. He became instrumental in organizing anti-war activities and a proponent of social justice causes in the city.

He was involved in organizing against the (first) U.S. war against Iraq in 1990 and remained an opponent of the U.S. aggressive and interventionist policies in the Mideast and elsewhere.

But he spent the majority of his energy in his years in Orlando fighting homophobia and sexism, and promoting civil and equal rights for gays and lesbians. He was involved in gay and lesbian activism locally, but also became centrally involved in the Iranian organization Homan, an international coalition of Iranian gay and lesbian organizations. He was both a contributor and one of the forces behind the production and publication of the group’s magazine.

He also raised the issue of homophobia in papers presented at an Iranian Women’s Studies conference and at several gatherings in Canada.

Saviz had to face hostility to his activities from three sources- He faced homophobia as an openly gay man. He faced racism as an Iranian. And finally, Saviz always insisted that he was not just gay, but was a Gay activist. And moreover, he was not just a gay activist but an activist for peace and justice.  So as an outspoken proponent of civil rights, and opponent of oppression, war and intervention; he was subjected to ridicule and even threats by those who opposed his political activism.

He remained both gentle and outspoken until his last days. And given his opposition to injustice in the U.S. and intervention by the U.S. internationally, he would not have acquiesced to the U.S. attempts today to assimilate the legitimate right of Iranians-whether gay or straight, men or women-as a justification for intervention and regime change.

 

ساویز شفائی (اوت 1950 - سپتامبر 2000)

نوشته ی سا. شفائی، برادرساویز

ساويز در 30 آگوست 1950، در اوج جنبش ملی در ايران و در زمان محمد مصدق كه ملی شدن صنعت نفت ايران يك آرزوی ملی بود؛ و در يك خانواده ی سياسی به دنيا آمد. اگرچه هنگامی كه كودتا دولت مصدق را سرنگون ساخت، رژيم شاه با اختيارت هرچه تمام تر روی كار آمد، اما او در محيطی سياسی و ادبی رشد كرد. سياست در آن زمان امری غير قابل اجتناب بود. اعضای خانواده و دوستان خانوادگی بطور مشابهی و همانند بسياری از افراد در آن زمان، درگير جنبش های ملی و چپ بودند كه از دهه ی چهل تا اوايل دهه ی پنجاه ميلادی به درازا كشيدند. بسياری از ايشان نويسنده، موسيقی دان، و شاعر بودند.

ساويز بزرگ شد و شعر و ادبيات می آموخت؛ نه تنها از طريق كتاب ها، بلكه به همان اندازه بواسطه ی شنيدن شعر از سوی عموها و عمه های زيادی كه داشت، همچنانكه فراخواندن دوستان نزديك خانوادگی هم برای اين مراسمات مرسوم بود. ساويز بزرگ شد و بسياری از اين نويسندگان و شاعران را كه از دوستان خانوادگی نزديك و از هم سالان والدنينش بودند را مدت ها پيش از اينكه به عنوان هنرمند بشناسد، می شناخت. او كارهای آنان را همانند يك فرزند خوانده آموخت؛ پيش از آنكه هنر ايشان را به عنوان شاعر، نويسنده، و يا موسيقی دان فهميده باشد.

اين آميختگی از سياست، فعاليت های اجتماعی و هنر نه تنها دنيای او را ساخت، بلكه به تمام زندگي اش شكل داد. بعد از پايان تحصيلات ابتدايی و دبيرستان در تهران، او در دانشگاه شيراز (پهلوی سابق) و برای تحصيل در رشته ی جامعه شناسی پذيرفته شد. در 1972، او به ايراد يك سخنراني براي ارائه دادن نتايج بدست آمده از يك تحقيق كه او درباره ی بررسي ديدگاه ها نسبت به گرايش جنسي در ايران انجام داده بود، پرداخت. اين اولين بحث آزاد از اين دست بود. سخنرانی همه را متعجب ساخت و چندين هزار نفر از هم سالان خويش را بدان جذب كرد.

سخنراني از لحاظ اجتماعی بسيار مهم بود، همچنانكه به عنوان اولين بحث جدی درباره ی روابط همجنسگرايانه در ايران شناخته شد. اما اين سخنرانی برای خود ساويز هم سازنده بود. اين اولين بار بود كه او توانست احساسات شخصی خويش را به يك مفهوم و سابقه ي اجتماعی بزرگتر پيوند دهد. اين اولين كنش او برای آشكارسازی نهايی به عنوان يك همجنسگرا در چند سال بعدی بود

بعد از فارغ التحصيلی از دانشگاه شيراز در سال 1976 و براي ادامه دادن تحصيلات خود به ايالات متحده رفت. او در دانشگاه سيراكوز و در مقطع كارشناسی ارشد در رشته ي جامعه شناسی پذيرفته شد. او در سيراكوز طبعا به گروه های دانشجويان ايرانی پيوست (كه بيشتر، گروه هايی مخالف با حمايت ايالات متحده از شاه بودند)، و همچنين به بررسی مسائل همجنسگرايان برای گسترش دانسته های خويش پرداخت

جنبش دسته جمعی عليه شاه در 1977 كه منجر به انقلاب ايرانيان در 1979 شد، بدن شك به دليل شركت سياسی دانشجويان و جامعه ی ايراني بود. ساويز كه هميشه متمايل به مسائل سياسی و اجتماعی بود، درگير جنبش های ضد شاه در ايالات متحده شد. اگرچه او مخالف حمايت ايالات متحده از سلطنت در ايران بود، اما او طرفدار يك رژيم اسلامی هم نبود. او به سازماندهی برای حقوق مدنی، فكری و سياسی، هم قبل از انقلاب 1979 و هم بعد از آن پرداخت و عليه بيداد و سركوبی كه بعد از تحكيم قدرت بوسيله ی رژيم اسلامی انجام مي شد، سخن می گفت.

اما ساويز همواره يك مخالف ثابت قدم در برابر نفوذ و دخالت سياسی ايالات متحده باقي ماند. و همين امر راه های ديگری برای ساويز گشود؛ بطوريكه او در تماس با فعالان مسائل مربوط به آمريكای لاتين - فعالان متحد با انقلاب نيكاراگوئه، جنبش در السالوادور و كسانی كه با حكومت نظامی تحت حمايت ايالات متحده در شيلی مبارزه می كردند قرار گرفت.(نگاه كنيد به شعر او با نام "چشم اندازهای آلوده" كه به اد گريفين، كسی كه در مورد آمريكای لاتين به او آموزش می داد تقديم شده است.)

او يكی از اعضای فعال شورای صلح سيراكوز شد وتا زمانی كه در 1983 به اورلاندو در فلوريدا رفت همچنان عضو آن بود. در اورلاندو، ساويز به سرعت جای خويش را در ميان جنبش های متفاوت پيدا كرد. او يكي از اعضای موسس "گروه فلوريدا برای توقف فعاليت های هسته ای" و عضو ائتلاف فلوريدا برای صلح و عدالت شد. او در سازماندهی فعاليت های ضد جنگ بسيار سودمند بود و از طرفداران حقوق اجتماعی شد. او به سازماندهی در مخالفت با جنگ اول ايالات متحده با عراق در 1990 پرداخت و به عنوان يك مخالف سياست های تجاوزكارانه و مداخله جويانه ی ايالات متحده در خاورميانه و ديگر جای ها باقی ماند.

اما او بيشتر انرژی خويش در سال های زندگي اش در اورلاندو را صرف مقابله با همجنسگراستيزی و تبعيض جنسيتی كرد. و به ترويج حقوق مدنی و برابر برای زنان و مردان همجنسگرا پرداخت. او به فعاليت های محلی مردان و زنان همجنسگرا پرداخت، اما همچنين فعاليت هايش را در سازمان ايرانی هومان متمركز كرد؛ يك ائتلاف بين المللی از نهادهای همجنسگرای ايراني.

او هم يك حامی و هم يكی از نيروهای فعال در توليد و انتشار نشريه ی گروه هومان بود. او همچنين مسئله ی همجنسگراستيزی را در مقالات ارائه شده در كنفرانس مطالعات زنان ايرانی و در مجامع مختلفی در كانادا مطرح ساخت.

ساويز در فعاليت های خويش، هميشه به سه عامل تاكيد می كرد. او به عنوان يك مرد همجنسگرا با همجنسگراستيزی مقابله كرد. او به عنوان يك ايرانی با نژادپرستی مقابله كرد و سرانجام، ساويز هميشه اصرار داشت كه او نه تنها يك همجنسگرا، بلكه يك فعال حقوق همجنسگرايان بود. و علاوه بر اين، او نه تنها يك فعال همجنسگرا، بلكه يك فعال صلح و عدالت بود.

بنابراين به عنوان يك طرفدار صريح حقوق مدنی، و مخالف بيداد و ستم، جنگ و مداخله، او در معرض استهزاء و حتی تهديد بوسيله ی كسانی كه او مخالف انديشه های سياسی شان بود، قرار می گرفت. او همواره مؤدب و رو راست بود و تا آخرين روز زندگی اش بر مخالفت خويش با بی عدالتی در ايالات متحده و مداخله ی بين‌المللی آن باقی ماند. او هيچگاه تسليم نشد.

تلاش امروز برای كسب حقوق برابر برای ايرانيان، چه همجنسگرا و چه دگرجنسگرا، مردان يا زنان، می تواند علتی برای تغيير رژيم در ايران باشد